|
|
|
سلام و ممنون از نظرات خوبتون
احمد صادقی تئاتر کار می کنه و شعر هم می گه: شب قلبم شب آهنگی ندارد صدای سازم آهنگی ندارد در این شهر پر از رنگ و دو رویی "حنای من دگر رنگی ندارد" |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 23:44 توسط بروبچه های انجمن ادبی آینه |
|
|
سلام دوستان بروزم با خبر راه افتادن وبلاگی با نام غزل امروز و معرفی:
محمد قادری.فارغ التحصیل دوره کارشناسی ادبیات.و دبیر انجمن ادبی آینه لامرد با غزل زیر
ترک نبین روی لبم نماد خشکسالیم ساده تر از سادگی و اهل همین حوالی ام دست صدای آفتاب نشسته روی شانه ام صبح دمیده گوشه پنجره خیالی ام نقش ونگار می کشدسایه ونور می زند رنگ حنای تابش اش به تار و پود قالی ام خاطرم از شما خوش و خاطره ام بهار نیست باورتان نمی شود که از جوانه خالی ام سبزترین سبز خدا پیشکش روی شما آدمکی حصیری و میان سبز شالی ام پاسخ من نمی دهی قیافه ات تعجبی است تعجبت برای چه مگر نه من سوالی ام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:57 توسط بروبچه های انجمن ادبی آینه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ دریچه ای به سوی شعر معاصر است.از نقد شما خوشحال می شویم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگی برای دانش آموزان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|